مادر
باز آمدم به خانه، چه حالی!نگفتنی
دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض
پیراهن پلید مرا باز شسته بود
انگار خنده کرد ولی دلشکسته بود:
"بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟
تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر"
میخواستم به خنده درآیم به اشتباه
اما خیال بود
ای وای مادرم!!

انا لله و انا الیه راجعون
وهر از گاه
در گذر زمان
در وادی بی صدای ثانیه های دنیای فانی
جرس کاروان
از رحیل مسافری خبر میدهد
و در سکونی غریب
آغازی بی پایان را میسراید
دوست و برادر عزیز
آقای مهرداد ترکش اصفهانی
از حضرت حق برای مادر بزرگوارتان رحمت و مغفرت بیکران
برای شما صبر جمیل و اجز جزیل آرزو میکنم
و از دوستان مهربانم درخواست میکنم
در صورت تمایل
فاتحه ای نثار روح بلند این مادر بزرگوار نمایند
یا علی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۱ ساعت 11:32 توسط مریم*
|
من به مقاومت خود تا شكست كامل دشمن ادامه خواهم داد ، اما بیعتم را از شما بر می دارم ، هر كس میخواهد برود نه برایش مانعی هست و نه حرجی.