باز آمدم به خانه، چه حالی!نگفتنی

دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض

پیراهن پلید مرا باز شسته بود

انگار خنده کرد ولی دلشکسته بود:

"بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟

تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر"

میخواستم به خنده درآیم به اشتباه

اما خیال بود

ای وای مادرم!!




 انا لله و انا الیه راجعون

وهر از گاه

در گذر زمان

در وادی بی صدای ثانیه های دنیای فانی

جرس کاروان

از رحیل مسافری خبر میدهد

و در سکونی غریب

آغازی بی پایان را میسراید


 دوست و برادر عزیز

آقای مهرداد ترکش اصفهانی

از حضرت حق برای مادر بزرگوارتان رحمت و مغفرت بیکران

 برای شما صبر جمیل و اجز جزیل آرزو میکنم

و از دوستان مهربانم درخواست میکنم

در صورت تمایل

فاتحه ای نثار روح بلند این مادر بزرگوار نمایند



یا علی